محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

1532

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

تنها اشاره اى است به وصيّت ابو عبيده كه پس از شنيدن رؤياى مادر خود گفته بود از پس من « جبر » فرمانده است ، و از پس او هفت تن را نام برده بود تا به مثنّى بن حارثه . ( تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 2178 ) ص 436 ، س 10 : نام مادر مختار ، همسر ابو عبيده ، در تاريخ طبرى ( ج 4 ، ص 2177 ) و الكامل ( ج 2 ، ص 438 ) ، دومه آمده است . ص 436 ، س 25 : عبد الله بن مرثد ثقفى صورت درست نام مغشوشى است در نسخه هاى ما . ر . ك : تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 2179 . ص 437 ، س 3 و 15 : « كشتن » در اين دو جا ، به صورت فعل لازم ، به معنى « مردن » ، « كشته شدن » آمده است ، و نيز بنگريد به ص 768 همين متن . ص 439 ، س 11 : در متن تاريخ طبرى ( ج 4 ، ص 2193 ) نامى از كشندهء مهران نيست ، فقط به جوانى تغلبى اشاره مىرود كه مهران را مىكشد و مىگويد : « انا الغلام التغلبىّ انا قتلت المرزبان » . ص 444 ، س 14 - 13 : نامها در نسخه هاى ما بس مغشوش بود ، از تاريخ طبرى ( ج 4 ، ص 2236 ) گرفتم وجه درست را : نعمان بن مقرّن ، بسر بن ابى رهم ، حملة بن جويّة الكنانى ، حنظلة بن الربيع التميمى ، فرات ابن حيّان العجلى ، عدى بن سهيل ، المغيرة بن زرارة بن النبّاش ، عطارد بن حاجب ، اشعث بن قيس ، حارث بن حسّان ، عاصم بن عمرو ، عمرو بن معدى كرب ، مغيرة بن شعبه ، معنى بن حارثه . ( نيز ر . ك : الكامل ، ج 2 ، ص 456 ) ص 445 ، س 21 : در متن ما آن كس كه به طلب گوشت فرستاده مىشود ، عمّار بن حفص التميمى است ، اما در متن تاريخ طبرى ( ج 4 ، ص 2244 ) « سواد بن مالك تميمى » ! و نيز در الكامل ( ج 2 ، ص 458 ) . ص 447 ، س 9 : در همهء نسخه هاى ما : عاصم بن عمر الخطاب و عاصم بن عمر بن الخطاب آمده است ، و آن نادرست است ظاهرا . و درست آن عاصم بن عمرو التميمى العمرى است .